احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
36
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
[ 4 ] شاه ناصر يا درويش ناصر بخارى از معاريف شعراى قرن هشتم هجرى قمرى است . وى در سلك درويشان مىزيست و كثير السفر و قناعت پيشه بود . ناصر بخارى غزل و قصيده را به سبك شعراى عراق مىسروده است . كلياتش شامل چهار هزار بيت در دست است و يك مثنوى به نام « هدايت نامه » هم سروده است . شاه ناصر در سال 773 هجرى درگذشت . در مدح امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) و منقبت امير المؤمنين على ( ع ) « 1 » صبح درآمد ز دلو يوسف زرّين رسن 2640945 خ 0 1 خ * كرد چو يونس بر آب در دل ماهى وطن صبحدم از قيروان بر سر شب زد عمود * راست چو رمح شهاب بر گلوى اهرمن چون دُم گرگ سحر از سوى مشرق نمود * جرم هوا چون پلنگ گشت ملمّع 3640945 خ 0 2 خ بدن خنجر زرّين مهر 4640945 خ 0 3 خ پهلوى شب را شكافت * روى افق شد ز خون همچو عقيق يمن باد سحرگه نشاند جمله چراغ نجوم * نور ز يك شمع يافت دايرهء نه لگن 5640945 خ 0 4 خ گشته چو گنج گهر صورت انجم نهان * حلقه زده مار چرخ مهرهء زر در دهن چشمهء خورشيد شد چشمهء آب حيات * ساقى دوران از او داد به هر انجمن پيك صبا همچو باد آمد و پيغام داد * از سوى فصل ربيع جانب رَبْع و دَمن 3540945 خ 0 5 خ گفت كه اينك رسيد كوكبهء نو بهار * لشكر سرما گريخت وز سَرِ ما شد مِحَن 7640945 خ 0 6 خ محو شد ادبار بَرْد 8640945 خ 0 7 خ آمد اقبال وَرْد 9640945 خ 0 8 خ * مردن روئين تن است زندگى تهمتن گل به رسالت رسيد جامهء خود را دريد * كامدش از باد صبح بوى اويس قرن غنچه سبوى پرآب ، لاله چو جام شراب * نعره و گلبانگ مرغ زمزمهء خاركن
--> ( 1 ) ديوان اشعار ناصر بخارائى ، به كوشش دكتر مهدى درخشان ، تهران ، 1353 ش .